تبليغاتX
. !!...بنویس از سر خط - میترسم....

!!...بنویس از سر خط

من از بهار و اقاقیا
که روی حصار سنگی دیوارها می نشیند
از آفتاب و زلالی بی حد آب
از روزهای بلند، از شتاب
از خورشید بیمار پاییزی
از پایان فصلها
می ترسم

من از سکوت می ترسم
ازتکرار لحظه های بی کلمه
از دوری واژه ها با ذهن
من از هر چه مرا منتظر می گذارد
می ترسم

و از این صبوری من
که بازتاب لحظه های مکرریست
از نوع نقابهای انسانی...
من از بودن پشت نقاب سرد و بی احساس
از شعله های سرکش دیوانگی
می ترسم


من از قصه های تکراری
مکثهای ناگهانیم
نگاههای مردد
از غزلهای نیمه تمامِ خط خورده
می ترسم

از ابرهای سیاه و محزون
نشانه های بغض آسمان
بغض های رفتن
بدرودهای تلخ
می ترسم

بی دلیل از قفس کهنهء شب
سایه های مرگوار ساده گی
فضای گنگ بیهودگی
می ترسم

من از حس کردن شعرِ نو
خیال خواب دیدن
آرزوی تازه
حرفی تازه تر
می ترسم

از شستن واژه ها با باران
که شفاف شوند
حرفهای غریبی که برای اولین بار
جاری شوند
می ترسم

از پشت پنجره
روزی هزار بار شکست
تا انتظاری از نو آغاز شود
می ترسم

از این که یک سره تردید میکنم...
...
...
ببین وجودم گرفته بوی غبار
مگر نه اینکه از این عذاب می ترسم
نگو...
که از شنیدن یک جواب
می ترسم

+ نوشته شده در توسط نگار |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

دست نوشته ها
کاغذ های باطله
جمله های بی قافیه
ساعت های خلوت و سنگین
هوای بی تابی
عشق های بی حاصل
کلبه های خرابه
رد پای تنهایی
یادهای خاطره
خنده های الکی
دلتنگی های شبانه
حرف های نا گفته
سوال های بی جواب
همه میان دست نوشته های من گمند
این همه دلتنگی را کاغذ های دنیا کمست
باید دنیایی دیگر را به سفر دریابم
باید دنیای دیگر را دریابم....


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مرداد 1386

اسفند 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385



پیوندها

کیا
بانو
اریا
هیوا
نیما
نگار
محمد
روزبه
ایمان
نازنین
نازنین
علی
سارا
نیلوفر
سیما
بهاره
میلاد
امینه
ساغر
سحر
عاطفه
دلخون
طاهره
شایان
محمد
ساقی
شهرزاد
سعیده
بی جنبه
بابا عظیمی
شیما.و.مانی